محمد تقي جعفري
254
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مطلق به زندگانى طبيعى و خوشىهاى آن موجب جهل به حقيقت و هدف عالى حيات است ، چه حكمت بالغه اى - مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم جرس فرياد مىدارد كه بر بنديد محملها حافظ غرّارة ضرّارة ، حائلة ، زائلة ، نافدة بائدة ، أكَّالة غوّالة ( اين دنيا سخت فريبنده است و ضرر بار ، دگرگون شونده است و رو به زوال ، رو به فنا است و نابودى ، خورنده ايست مهلك . ) اين دنيا مىفريبد و ضرر خود را وارد مىسازد و دگرگون مىشود و مىخورد و نابود مىكند و مىرود . يكى از مختصات حيات معمولى آن است كه در لحظاتى كه سطوح روانى آدمى در حال تأثر به سر مىبرد اعم از اين كه تأثرش از مقولهء شاديها باشد يا اندوهها همان تأثر كيفيتى را كه در سطوح روانى به وجود آورده است فوق زمان احساس كرده آن را شبيه به يك حالت جاودانى براى روان تلقى مىكند ، لذا در خلاف آن تأثر و مختصات آن نمىتواند بينديشد و به همين جهت است كه اكثر مردم از سلطه و نظارهء عالى بر آن تأثر ناتوانند و در نتيجه چه خطاها و اشتباهاتى كه در مواقع تأثرات مورد ارتكاب قرار مىگيرد كه اگر پس از آن حالت تأثر ، بار ديگر هشيارى و اعتدال روانى به درون آن شخص بازگشت كند ندامت و تأسف به او هجوم مىآورد . يكى ديگر از مختصات تأثرات مخصوصا در آن نوع تأثرات كه عميقتر باشند ، تصرف ذهنى شگفتانگيز در گذشت زمان است . اغلب چنين است كه در تأثرات شادى انگيز ، زمان امتداد خود را از دست مىدهد و به اصطلاح معمولى كوتاه مىشود به قدرى كه انسان در شگفتى فرو مىرود و از خود مىپرسد : واقعا پنج ساعت گذشت در صورتى كه